Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امن

تلفظ بین المللی : /ˈaːmn/ تلفظ :‌ ['a:mn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • آمن
  • امن نگه داشتن
  • امن و امان
  • آمن السرب
  • امن آباد
  • امن اباد
  • امن امارث
  • امن سوئیس
  • امن نترلندز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

امن . [ اَ م َ ] (ع مص ) اَمْن . رجوع به اَمن شود.

امن . [ اِ ] (ع مص ) اطمینان . || (اِ) خلق . (از المرجع). و رجوع به اَمن شود.

امن . [ اَ م ِ ] (ع ص ) زنهارخواهنده و بی ترس و بیم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

امن . [ اَ ] (اِخ ) آبی در بلاد غطفان . و گاهی عوض امن ، یمن...

فرهنگ عمید

۱. بی‌ترسی؛ مطمئن.
۲. آسایش؛ آرامش قلب.
۳. (صفت) آسوده.

( آمن ) ۱. در اطمینان و امن وامان، بی ترس و بیم، به زینهار.
۲. استواردارنده.
۱. بی ترسی، مطمئن.
۲. آسایش، آرامش قلب.
۳. (صفت ) آسوده.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) بی ترس بودن . 2 - (اِمص .) اطمینان ، آسایش .

( آمن ) (مَ ) [ ع . ] (ص تف . ) استوارتر، ایمن تر.
(مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) بی بیم ، بی خوف ، ایمن .
( اَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بی ترس بودن . ۲ - (اِمص . ) اطمینان ، آسایش .

فرهنگ فارسی

آمدن
( آمن ) ( اسم ) بی بیم بی خوف ایمن بزینهار در امن و امان . جمع : آمنون آمنین .درامن وامان واطمینان، استواردارنده، بزینهار، بی ترس و بیم، بی بیم شدن ، بی ترسی، اطمینان، آسایش، آرامش قلب، ض۱ - ( مصدر ) بی بیم بودن ایمن شدن . ۲ - ( اسم ) بی بیمی بی ترسی. ۳ - اطمینان آرامش قلب مقابل خوف . ۴ - راحت آسایش . ۵ - ( صفت ) در فارسی گاه بجای وصف ( آمن ) یعنی آرام و آسوده بکا...

دانشنامه عمومی

(صفت) در پناه، پناهدار، پُر پناه، مطمئن، آسوده. || (اسم) بی هراسی.

امن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:امن (درنته)امن (فیلم ۲۰۱۲)wiki: نتفلیکس است که بر اساس نوشته ای از رمان نویس جنایی هارلن کوبن ساخته شده. فیلم برداری این سریال از ژوئیه ۲۰۱۷ شروع شده و قرار است فصل اول آن در تاریخ ۱۰ می ۲۰۱۸ از نتفلیکس پخش شود.مایکل سی هالآماندا ابینگتوناودره فلوروهانا آرترتونامت جی. اسکنلنما...

گویش مازنی

/oman/ آمدن

فرهنگ اسم ها

اسم: آمن (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: āman) (فارسی: آمن) (انگلیسی: aman)
معنی: ایمن، بی خوف

مترادف و متضاد

راحت، مطمئن

امان، امنیت، ایمن ≠ ناامن

۱. امان، امنیت، ایمن
۲. راحت، مطمئن ≠ ناامن

assured (صفت)جسور، مسلم، مغرور، مطمئن، امن، بیمه شده، خاطر جمعsafe (صفت)صحیح، مطمئن، امن، بی خطر، محفوظ، محفوظ از خطر، ایمن، اطمینان بخش، صدمه نخوردهsecure (صفت)محکم، مطمئن، امن، بی خطر، استوار، محفوظ، ایمن، در امان...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] آمن. معنی أَمِنَ: ایمن شدمعنی أَمْنُ: ایمنیمعنی أَمَّن: یا چه کسی - یا کسی که(در جمله "أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ ءَانَاءَ ﭐللَّیْلِ ")معنی ءَامِناً: امنمعنی ءَامِنَةً: امن (مؤنث)معنی مَأْمُونٍ: امن شده - ایمنی یافتهریشه کلمه: امن (۸۷۹ بار)wikialkb: آمِن[ویکی الکتاب] معنی أَمِنَ: ایمن شدمعنی أَمْنُ: ایمنیمعنی أَمَّن: یا چه کسی - یا کسی که(در جمله "أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ ءَانَاءَ ﭐللَّیْلِ ...

کلمات مرتبط

  • آمن
  • امن نگه داشتن
  • امن و امان
  • آمن السرب
  • امن آباد
  • امن اباد
  • امن امارث
  • امن سوئیس
  • امن نترلندز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات