امل . [ اَ ] (ع اِ) اَمَل . رجوع به اَمَل شود.
امل . [ اُ م ُ ] (ع اِ) ج ِ اَمیل . رجوع به اَمیل شود.
امید؛ آرزو؛ آرمان.
کسی که آشنا به آدابورسوم زمان نباشد و لباس و ظاهر یا افکارش مطابق زمانه نیست؛ کهنهپرست.
(اَ مَ) [ ع . ] ( اِ.) امید، آرزو. ج . آمال .
(اُ مُّ) [ ع . ] (ص .) کهنه پرست ، کسی که با تمدن و تجدد سازگار نباشد.
(تلفظ: amal) (عربی) (در قدیم) امید و آرزو.
آرزو، امید، رجا ≠ یاس