کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه امقار | کلماتور
معنی کلمه : امقار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmq1ˈɑr/
تلفظ :
['a:mq1'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات الامرار
امار
امار بیزی
امار و ثبت احوال
روز امارندا
امار کاربران
امارات متحده عربی
اماراپورا
امارد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
امقار. [ اِ ] (ع مص ) بسرکه پاکیزه کردن ماهی نمک زده را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ماهی شور را در سرکه کردن . (مصادر زوزنی ). || بدمزه گردیدن شیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تلخ شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سخت تلخ شدن . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). شراب را برای کسی تلخ کردن . (از اقرب الموارد)....
کلمات مرتبط
ذات الامرار
امار
امار بیزی
امار و ثبت احوال
روز امارندا
امار کاربران
امارات متحده عربی
اماراپورا
امارد
نظرات