کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه امضحلال | کلماتور
معانی کلمه : امضحلال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmzahlˈɑl/
تلفظ :
['a:mzahl'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دچار سقوط و اضمحلال شدن
اضمحلال
در حال اضمحلال
رَخ انحلال فشاری
رَخ انحلالی
رُخ نمای انحلال
انحلال
سرعت انحلال
قابل انحلال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امضحلال. [ اِ ض ِ ] ( ع مص ) نیست شدن و رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مقلوب اضمحلال و به معنی آن در زبان کلابیون. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
نیست شدن و رفتن
کلمات مرتبط
دچار سقوط و اضمحلال شدن
اضمحلال
در حال اضمحلال
رَخ انحلال فشاری
رَخ انحلالی
رُخ نمای انحلال
انحلال
سرعت انحلال
قابل انحلال
نظرات