معانی کلمه : امس
لغت نامه دهخدا
امس . [ اِ ] (اِخ ) شهری است در آلمان در نزدیکی کبلنس . هفت هزار جمعیت دارد. رجوع به لاروس شود.
امس . [ اِ ] (اِخ ) رودی است در آلمان بطول 378 کیلومتر که بدریای شمال می ریزد. رجوع به لاروس شود.
فرهنگ معین
(اَ ) [ ع . ] (ق . ) دیروز.
فرهنگ فارسی
( آمس ) جمع امس
دیروز .
رودی است در آلمان بطول ۳۷۸ کیلومتر که بدریای شمال می ریزد .
دیروز .
رودی است در آلمان بطول ۳۷۸ کیلومتر که بدریای شمال می ریزد .
دانشنامه عمومی
امس (رود). امس رودی است به دریای شمال می ریزد. این رود از کشورهای آلمان و هلند می گذرد.
wiki: امس (رود)
گویش مازنی
۱فشرده ۲انبوه – مقابل تنک ۳غلیظ
/ammes/ فشرده - انبوه – مقابل تنک ۳غلیظ
