امرد. [ ؟ ] (اِخ ) بنا بروایت استرابون از طوایف قدیم ایرانی است که در ناحیه ٔ شمالی ماد (آذربایجان ) سکونت داشته اند. (از کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص 162 و 163).
جوانی که هنوزصورتش موی درنیاورده، ساده زنخ، بی ریش ( صفت ) ۱ - بیموی ساده روی ساده بیریش . ۲ - جوان . ۳ - پسر بدکار مفعول . جمع : امارد مرد . بنابر روایت استرابون از طوایف قدیم ایرانی است که در ناحیه شمالی ماد سکونت داشته اند .
[ویکی فقه] اَمرَد نوجوانی که هنوز ریش در نیاورده است و از آن به مناسبت در بابهایی مانند نکاح، غصب و باب عتق سخن رفته است.منظور از امرد کسی است که هنوز مو بر تن او نروییده است. نگاه کردن به امرددر جواز نگاه کردن مرد به مرد، تفاوتی میان اَمرد و غیر او نیست؛ امّا اگر خوف فروافتادن در گناه دارد نگاه کردن حرام است. غصب برده امرداگر کسی برده اَمردی را غصب کند و رشد موی صورتش از قیمت او بکاهد، ضامن کاهش ...