کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : امذلال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmzalˈɑl/
تلفظ :
['a:mzal'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اذلال
املال
امتلال
امذال
امطلال
امرلال هندوجا
املالا
اسفلالسافلین
اختلال مزاج
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
امذلال. [ اِ ذِ ] ( ع مص ) سست و فروهشته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). سست شدن پای. ( از اقرب الموارد ). سست شدن مفاصل. ( اساس از اقرب الموارد ). سستی اندام و جز آن. ( آنندراج ).
کلمات مرتبط
اذلال
املال
امتلال
امذال
امطلال
امرلال هندوجا
املالا
اسفلالسافلین
اختلال مزاج
نظرات