اماکن. [ اَ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ امکنة و مکان. و مکان مَفعَل از کَون است. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). جایها. ( از منتهی الارب ). سرزمینها. ( فرهنگ فارسی معین ). منزلها. ( ناظم الاطباء ). موضعها. ( از المنجد ) : از اماکن و مساکن متفرق و شهرهای مختلف همه را بدرگاه آوردند و بر درخت کشیدند و سنگسار کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ سنگی ص 399 ). اهل حرث و زرع متفرق گشتند و اماکن و مساکن ایشان مأوای...
جمع امکنه، وجمع الجمع مکان ( اسم ) جمع امکنه جمع الجمع : مکان جاها جایها سرزمینها . یا اماکن عمودی. جاهای همگانی مانند مسجد کاروانسرا و غیره . یا اماکن متبرکه . سرزمینهای مقدس. یا اماکن مقدسه . سرزمینهای پاک مانند بقعه های ایمه .