ام . [ اُم م ] (اِ) گیشدر (گیاه ). رجوع به گیشدر شود.
ام . [ اِ ] (اِخ ) مرکز ساووا واقع در ناحیه ٔ البرت ویل از کشور فرانسه . 1360 تن سکنه دارد.
۱. مادر.
۲. [مجاز] اصل هر چیز.
〈 ام لیلی: شراب سیاهرنگ.
〈 ام حباب: دنیا.
〈 ام زنبق: [قدیمی، مجاز] خمر؛ شراب.
اِم -em- در لهجه تاتی به جای کلمه این می گویند ام برای مثال ام طرف یعنی این طرف، ام کاره بکه یعنی این کار را بکن امای یعنی اینهاش و همین کلمه به صورت مرکب وارد زبان فارسی شده است مانند امروز به معنی این روز
اصل، مایه
مادر، مام، والده ≠ اب، پدر
۱. مادر، مام، والده
۲. اصل، مایه ≠ اب، پدر