الی . [ اِ ] (اِخ ) رجوع به الیاس شود.
الی . [ اُل ْی ْ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَلیاء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به اَلیاء شود.
الی . [ اُ لی ی ] (ع مص ) بمعنی اَلْو و اُلُوّ.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به اَلْو شود.
۱. تا.
۲. به؛ بهسوی.
(اِ لا) [ ع . ] (حر اض .) 1 - به سوی . 2 - تا.
جان، عزیز، نزدیکترین حالت بین دو شخص ( بخصوص بین شوهر و خانم)