( آلودن ) آلودن. [ دَ ] ( مص ) مالیدن یا مالیده شدن چیزی به چیزی چنانکه اثری از آن در دوّمین بماند اعم از نیک و بد و خشک و تر، چون آب و خاک و خون و اشک و مشک و زهر و قیر و خوی و پلیدی و جز آن. واین فعل لازم و متعدّی آید. تلویث. ملوث کردن. بطغ. بَدغ. تمریخ. تلطیخ. لطخ. تلطخ. تَمضخ. تضمیخ. تمشیغ. لوث. ( دهار ). چرکین کردن. آلوده کردن : شکسته شود چرخ و گردونهادرفشان بیالاید از خونها.فردوسی.بدو گفت هر...
فرهنگ عمید
( آلودن ) ۱. چیزی را از حالت پاکی خارج کردن، آلوده کردن، کثیف کردن. ۲. چیزی را با چیزی مخلوط کردن، آغشته کردن. ۳. تر کردن، خیس کردن. ۳. (مصدر لازم ) [قدیمی] از حالت پاک خارج شدن، کثیف شدن، آلوده شدن.
فرهنگ معین
( آلودن ) (دَ ) [ په . ] ۱ - (مص م . ) آغشته کردن ، آلوده کردن . ۲ - (مص ل . ) کثیف شدن .
فرهنگ فارسی
( آلودن ) ( آلود آلاید خواهد آلود بیالا ( ی ) آلاینده آلوده آلایش ). ۱ - ( مصدر ) مالیدهشدن چیزی بچیزی بطوری که اثری ( نیک یا بد تریاخشک ) از آن در دومین بماند آلودهشدن آغشته شدن . ۲ - کثیف شدن . ۳ - بانحطاط اخلاقی دچار شدن . ۴ - ( مصدر ) مالیده کردن چیزی بچیزی چنانکه اثری ( نیک یا بد تر یا خشک ) از آن در دومین بماند آلوده کردن آغشته کردن . ۵ - کثیف کردن
دانشنامه عمومی
آلودن. آلودن (به انگلیسی: Elveden) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در Forest Heath واقع شده است. آلودن ۲۷۰ نفر جمعیت دارد. Forest Heath