الهی .[ اِ لا ] (اِخ ) عبداﷲ. رجوع به الهی سماوه ای شود.
الهی . [ اِلا ] (اِخ ) (شیخ الهی ). رجوع به الهی سماوه ای شود.
الهی . [ اِ لا ] (اِخ ) شاعر عثمانی است و تاریخ ولادت و مرگ او معلوم نیست . (از قاموس الاعلام ترکی ج 2).
۱. خدایی.
۲. خداشناس.
۱. ای خدای من؛ خدایا.
۲. [عامیانه] امیدوارم: الهی موفق شوم.
ایزدی، خدایی، ربانی، یزدانی
خدایا، خدای