المعی. [ اَ م َ عی ی ] ( ع ص ) کسی که رای او همیشه بر صواب باشد و در فکر او خطا نیفتد و ناپرسیده از فراست خود معلوم کند و در «کنز» بمعنی زیرک آمده است. ( غیاث اللغات ). آنکه هرچه اندیشد چنان بود. ( تفلیسی ). آنکه هرچه اندیشه کند چنان آید. ( مهذب الاسماء ). مرد زیرک و تیزخاطر. ( منتهی الارب ). تیزیاب. تیزرای. ( نصاب الصبیان ). ذکی و متوقد. ( اقرب الموارد ). آنکه ظن بخطا نبرد. آنکه گمان او خطا نکند....
فرهنگ عمید
۱. مرد زیرک. ۲. باهوش. ۳. دروغ گو.
فرهنگ فارسی
( صفت ) زیرک تیز هوش تیز رای . کسی که رای او همیشه بر صواب باشد و در فکر او خطا نیفتد .