الماع. [ اِ ] ( ع مص ) ربودن. ( تاج المصادر بیهقی ). ربودن چیزی را. ( منتهی الارب ). ربودن چیزی و دزدیدن و بردن آن. ( از اقرب الموارد ). || آبستنی آشکار کردن و پستان کردن مادیان و ماده خر و ماده شتر و ماده اسپ و سرهای پستان سیاه شدن آبستن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). درخشیدن پستانهای مادیان و... بسبب بارداری و سیاه شدن سر پستانها. ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). || دنب برداشتن گوسپند تا...