الص. [ اَ ل َص ص ] ( ع ص ) ناگشاده دندان. ( مصادر زوزنی )( مهذب الاسماء ). ناگشاده دندان و آنکه هر دو دوش وی نزدیک باشد بگوش. ( تاج المصادر بیهقی ). مرد دندان و سردوشها بهم نزدیک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دوشها بهم آمده ، چنانکه نزدیک باشد که بگوش رسد. ( مهذب الاسماء ). آنکه دوشهای او بهم آید چنانکه نزدیک باشد که بگوش وی رسد. و نیز کسی که دندانهای او بهم نزدیک باشند، ج ، لُص و تأنیث آن لَصّا....
فرهنگ فارسی
ناگشاده دندان . ناگشاده دندان و آنکه هر دو دوش وی نزدیک باشد بگوش .