الجی. [ اُ ] ( ترکی ، اِ ) مبدل الجه. ( فرهنگ نظام ). جنس و بندی که در تاخت ملک بیگانه گیرند. الجه. رجوع به الجه شود :
آن سرو سهی چون قدح می بگرفت
از آتش می برگ کفش خوی بگرفت
بیچاره دل ریش مرا سوخته بود
آن دلبر ماه چهره الجی بگرفت.
خواجوی کرمانی ( از آنندراج ).