کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه التمام | کلماتور
معانی کلمه : التمام
تلفظ بین المللی :
/altˈamɑm/
تلفظ :
[alt'amAm]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
علی التمام
فوق التمام
لیل التمام
واپایشگر رقمی ـ الکترونیکی تمام اختیار
کمال الدین و تمام النعمه
ابن تمام الدهق
ابن تمام الدهقان الکوفی
حجه التمام
بدر التمام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
التمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) زیارت کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || فرود آمدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || گرد گردیدن سنگ و جز آن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
زیارت کردن یا فرود آمدن کسی را
کلمات مرتبط
علی التمام
فوق التمام
لیل التمام
واپایشگر رقمی ـ الکترونیکی تمام اختیار
کمال الدین و تمام النعمه
ابن تمام الدهق
ابن تمام الدهقان الکوفی
حجه التمام
بدر التمام
نظرات