الت . [ اَ ] (ع اِ) بهتان . || (مص ) کم کردن حق کسی را. (منتهی الارب ). کم کردن . (مصادر زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ). || بازداشت و بازگردانیدن او را. (منتهی الارب ). بازداشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || سوگند دادن کسی را. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). || خواستن سوگند از کسی . (منتهی الارب ). || طلب شهادت از کسی کردن تا او را بدان قوت شود. (منتهی الارب )....
فرهنگ عمید
( آلت ) ۱. هر چیزی که به وسیلۀ آن کاری انجام بدهند، ابزار، افزار. ۲. قطعات تخته یا فلز که در سقف، پنجره یا در به کار می برند. ۳. (زیست شناسی ) اندام، عضو بدن. ۴. اندام تناسلی مرد یا زن. * آلت تناسلی: (زیست شناسی ) در مرد بیضه و ذکر، در زن فَرْج و رَحِم.
فرهنگ معین
( آلت ) (لَ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - ابزار، وسیله . ۲ - سبب ، مایه . ۳ - عضو، اندام . ۴ - زین و برگ (اسب ). ۵ - آلت تناسلی زن و مرد.
دانشنامه آزاد فارسی
آلت. (در لغت به معنی ابزار) در منطق، به دو معنی به کار می رود: ۱. واسطۀ بین فاعل و منفعل. آلت در این معنا رسانندۀ اثر فاعل به منفعل است، چنان که اره واسطۀ میان نجار (فاعل) و چوب (منفعل) است و اثر کار نجار به وسیلۀ آن به چوب می رسد. آلت بودن منطق نیز به همین معناست؛ ۲. وسیلۀ تحصیل چیزها. مراد از آلت در این معنا، ابزاری است که با آن چیزهای دیگر را به دست می توان آورد، چنان که مثلاً تور ماهی گیری ا...
فرهنگ فارسی
( آلت ) ( اسم ) ۱ - واسط. میان فاعل و مفعول در رسیدن اثر چون اره برای نجار افزار ابزار ادات . ۲ - سبب مایه . ۳- عضو اندام . ۴ - زین و برگ ( اسب ) یراق ( اسب ) . ۵ - آلت تناسلی زن و مرد . جمع : آلات . یا آلت رجولیت آلت مردی یا آلت زنانگی قسمت خارجی عضو تناسلی زن فرج دریچ. مهبل آلت مادگی عضو تناسلی کلی. حیوانات ماده و انسان آلت زنانگی عضو تناسلی مرد قضیب ذکر آلت آلت رجولیت شرم مرد آلت نری عضو تناسلی...
دانشنامه عمومی
آلت. آلت می تواند به موارد زیر اشاره کند:آلت یا ابزار، وسیله ای که برای تولید چیزی یا انجام کاریآلت یا «آلت تناسلی» به معنی اندام جنسیآلت موسیقی یا سازآلت (تلفظ می شود/ɒlt/) یا کلید دگرساز در صفحه کلیدالت (شهر) (تلفظ می شود/elet/)، از شهرهای کشور آذربایجانwiki: جمهوری آذربایجان است که از توابع شهر باکو است. جمعیت این شهر در سرشماری سال ۲۰۱۱ میلادی، ۱۰۶۰۰ نفر بود.الت (شهر) در ژئونت نیمز سرورwiki:...
[ویکی فقه] آلت. آلت یا آلی بودن در دو معنای واسطه بین فاعل و منفعل و وسیله تحصیل چیز دیگر به کار رفته است.۱- آنچه بین فاعل و منفعل واسطه شود و اثر فاعل را به منفعل برساند.۲- آنچه وسیله تحصیل چیز دیگر باشد.آلی بودن علم منطقعلت آنکه از منطق تعبیر به آلت کرده اند این است که اولا منطق آلت و افزاری است که ذهن بوسیله آن بر تصرّف صحیح در معلومات تصوّری و تصدیقی خود متمکّن می گردد. و ثانیا منطق وسیله ای...
واژه نامه بختیاریکا
( آلَت ) ( ● ) ؛ پارچه و لباس کهنه و مندرس؛ دستگیره