( آلات ) آلات. ( ع اِ ) ج ِ آلت. افزارها. ابزارها. ادوات.سازوبرگ. ساز. ساختگی ها. اسباب. سامان : سکندر بیامد بدشت نبردهمه خواسته سربسر گرد کردز تخت و ز خرگاه و پرده سرای ز فرش وز آلات و از چارپای.فردوسی.نگه کرد قارن بتورانیان همه ساز و آلات ایرانیان.فردوسی. - آلات تغذیه ؛ مجموع عضوها که در عمل تغذیه بکار است.- آلات تناسل ؛ عضوها در حیوان از نرینه و مادینه که سبب تولید مثل و نتاج است.- آلات تنفس ؛ ...
فرهنگ عمید
( آلات ) ۱. [جمعِ آلَة] = آلت ۲. نشان دهندۀ انواع جنس (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آهن آلات، بلورآلات، شیشه آلات.
فرهنگ معین
( آلات ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ آلت ، وسایل .
فرهنگ فارسی
( آلات ) ( اسم ) جمع : آلت . ۱ - افزارها ابزارها ادوات اسباب . یا آلات تغذیه . مجموع عضوهایی که در کار تغذیه بکاراست . یا آلات تناسل . عضوهایی در حیوان از نر و ماده که سبب تولید مثل و نتاج است . یا آلات تنفس . اندامها از حنجره و ریه غیره که در حیوان وسیل. تنفس است . یا آلات حیات . آنچه از اعضائ و غیر آن که برای ادام. زندگانی لازم است یا آلات جارحه . افزارهای طبیعی و غیر آن از چنگال و دندان و شمشیر...
دانشنامه عمومی
الات (به انگلیسی: Alot) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در مادایا پرادش واقع شده است. فهرست شهرهای هند الات ۲۱٬۵۱۳ نفر جمعیت دارد و ۴۳۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
لوازم، اسباب، جامه، پوشش، دنده، چرخ دنده، افزار، ادوات، الات، مجموع چرخهای دندهدار، چرخ دنده دار
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] آلات. آلات جمع آلت، به ابزار و مصالحى گویند که در انجام دادن کارى یا ساختن چیزى بدان نیاز است، مانند آب در تطهیر اشیاى نجس و مصالح ساختمان، از قبیل آجر، گچ و خاک در ساختن آن به کار می رود و از این عنوان در باب هاى بسیارى، همچون طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، اجاره، سبق و رمایه، نکاح، صید و ذباحه، ارث، شهادات، حدود و تعزیرات و قصاص، سخن رفته است.مراد از آلات بر حسب مضاف الیه آن، م...