اقعاد. [ اَ ] (ع اِ) بیماریی است که در ران شتر عارض گردد و وامانده گرداند او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اقعاد. [ اِ] (ع مص ) خدمت کردن کسی را. || کفایت کردن کسب کسی را. || نشانیدن . || لنگ شدن . || بر جای مانده گردانیدن . || کندن چاه را بقدر قعده . و نشستن جای یا تا آب نارسانیده گذاشتن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گذاشتن حفر چاه ...
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - نشاندن ، نشانیدن . ۲ - خدمت کردن کسی را.