اقطع. [ اَ طُ ] (ع اِ) ج ِ قِطع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قطع شود. || ج ِ قطیع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به قطیع شود.
(اَ طَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - دست بریده ، بی - دست . ۲ - دزد، راهزن . ج . اقاطع .
فرهنگ فارسی
مرد دست بریده ، دزد و راهزن ( صفت ) ۱ - دست بریده بی دست . ۲ - دزد راهزن . جمع : اقاطع . جمع قطع
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] دست یا پا بریده را اَقطَع می گویند که از آن در بابهای طهارت، حج، کفارات، قصاص و دیات بحث شده است.اگر دست کسی از زیر آرنج قطع شده باشد، شستن باقی مانده آن از آرنج در وضو بر او واجب است و چنانچه از آرنج یا بالاتر از آن قطع شده باشد، وجوب ساقط است. قطع بودن محل مسحاگر مقداری از محلّ مسح پا قطع شده باشد، مسح باقی مانده واجب است و چنانچه از کعب (بر آمدگی روی پا به قول مشهور) بریده شده، مسح س...