اقدس . [ اَ دَ ] (ع ن تف ) پاکتر.(از آنندراج ). پاکیزه تر و مقدس تر. (ناظم الاطباء).
اقدس . [ اَ دَ ] (اِخ ) یکی از شعرای فارسی گوی هندوستان است . پاره ای ازمنظومه ها و اشعار از وی یادگار مانده . از او است : درآن گلشن شمار بید مجنون ز تار زلف لیلی بود افزون .
مقدس تر، منزه تر، پاکتر، پاکیزه تر(صفت ) ۱ - پاکتر پاکیزه تر مقدس تر. ۲ - احتراما برای شاهان و شاهزادگان و امرای بزرگ و بقاع متبر که استعمال شود. یاارض اقدس . یا ذات اقدس . ذات پاک (شاه امیر... ) یا والاحضرت اقدس . در مورد ولیعهد بکار رود . یا اقدس اعلی . پاکتر بالاتر ( در مورد شاه بکار رود ) .یکی از شعرای فارسی گوی هندوستان است پاره ای از منظومه ها و اشعار وی یادگار مانده ازوست ....
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: aqdas) (عربی) پاکتر ، پاکیزهتر ، مقدستر ؛ عنوانی احترام آمیز برای بزرگان یا مکانهای مقدس.
اسم: اقدس (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: aqdas) (فارسی: اَقدس) (انگلیسی: aghdas) معنی: پاک تر، مقدس تر، پاکیزه تر، عنوانی احترام آمیز برای بزرگان یا مکان های مقدس