کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اقترار | کلماتور
معانی کلمه : اقترار
تلفظ بین المللی :
/ˌeq1terˈɑr/
تلفظ :
[,eq1teR'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذو الاقتدار
شخصیت اقتدارمدار
انکار بعد از اقرار
صاحب اقتدار
فمینیسم اقتدارگریز
قیاس اقترانی
گردون اقتدار
اقرار اورنده
اقرار به جرم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اقترار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آرام گرفتن. || جای گرفتن آب گشن در زهدان ماده. || سیر شدن ستور. || فربه شدن ستور و بنهایت رسیدن فربهی. || نانخورش ساختن از قراره.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || گرفتن قراره از بن دیگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || به آب خنک غسل آوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || جستن باقی مانده عل...
فرهنگ فارسی
آرام گرفتن یا جای گرفتن آب گشن در زهدان ماده .
کلمات مرتبط
ذو الاقتدار
شخصیت اقتدارمدار
انکار بعد از اقرار
صاحب اقتدار
فمینیسم اقتدارگریز
قیاس اقترانی
گردون اقتدار
اقرار اورنده
اقرار به جرم
نظرات