افضل . [ اَ ض َ ] (اِخ ) محمد شارستانی . رجوع به همین کلمه و تتمه ٔ صوان الحکمة شود.
افضل . [ اَ ض َ ] (اِخ ) ملک ناصرالدین محمدبن ملک مؤید،ابوالفداء اسماعیل . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
(تلفظ: afzal) (عربی) فاضلتر ، برتر از دیگران در علم و هنر و اخلاق و مانند آنها ، برترین ، بالاترین .
فاضلتر
برتر، بهتر
۱. برتر، بهتر
۲. فاضلتر