کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افشاننده | کلماتور
معانی کلمه : افشاننده
تلفظ بین المللی :
/ˌafʃɑnˈande/
تلفظ :
[,afSAn'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
افشانده
افشانندگی
افشانیده
تمایلات افشانشده
رحمت افشاندن
رخت افشاندن
روان افشاندن
سردایش افشانه ای
سردست افشاندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
افشاننده. [ اَ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) ریزنده. پراکنده کننده. منتشرکننده. رجوع به افشاندن شود.
فرهنگ عمید
پراکنده کننده.
فرهنگ فارسی
(اسم افشاندن افشانیدن ) آنکه بیفشاندپراکنده کننده پاشنده .
واژه نامه بختیاریکا
اَوشِنا
کلمات مرتبط
افشانده
افشانندگی
افشانیده
تمایلات افشانشده
رحمت افشاندن
رخت افشاندن
روان افشاندن
سردایش افشانه ای
سردست افشاندن
نظرات