کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : افسری
تلفظ بین المللی :
/ˈaːfsarˌi/
تلفظ :
['a:fsaR,i]
پیمایش سریع
گویش مازنی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دانش اموز دانشکده افسری
دانشجوی دانشکده افسری
لباس افسری
دانشگاه افسری امام علی
امیرحسین افسری کاشانی
جاوید افسری راد
حاجی حیدر دهمرده افسری
ده افسری
منوچهر افسری
گویش مازنی
مترادف و متضاد
گویش مازنی
نوعی چکمه با ساق بلند و نوع دوخت ویژه
/afsari/ نوعی چکمه با ساق بلند و نوع دوخت ویژه
مترادف و متضاد
epauthorlet
(اسم)
سردوشی، اپل، افسری
epauthorlette
(اسم)
سردوشی، اپل، افسری
کلمات مرتبط
دانش اموز دانشکده افسری
دانشجوی دانشکده افسری
لباس افسری
دانشگاه افسری امام علی
امیرحسین افسری کاشانی
جاوید افسری راد
حاجی حیدر دهمرده افسری
ده افسری
منوچهر افسری
نظرات