Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ افسرده شدن

تلفظ بین المللی : /afsˈordeː ʃˈodan/ تلفظ :‌ [afs'oRde: S'odan]
مترادف و متضاد
  • افسرده و مایوس شدن
  • تب افسرده شدن
  • ازرده شدن
  • افسرده
  • افسرده بودن
  • افسرده و ملول
  • افسرده کردن
  • افسرده کننده
  • افسرده و دمغ
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

dampen (فعل)تعدیل کردن، مرطوب شدن، افسرده شدن، رطوبت پیدا کردنsadden (فعل)غمگین کردن، افسرده شدن، متاثر ساختن، غمگین ساختن یاشدن، متالم کردنgloom (فعل)کش رفتن، تاریک کردن، تیره کردن، افسرده شدن، عبوس بودن، دلتنگ بودن، ابری بودنdespond (فعل)افسرده شدن، مایوس شدن، تنگدل شدن، دلسرد شدنlanguish (فعل)افسرده شدن، پژمرده شدن، با چشمان خمار نگریستن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن...

کلمات مرتبط

  • افسرده و مایوس شدن
  • تب افسرده شدن
  • ازرده شدن
  • افسرده
  • افسرده بودن
  • افسرده و ملول
  • افسرده کردن
  • افسرده کننده
  • افسرده و دمغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات