افزودن. [ اَ دَ ] ( مص ) علاوه کردن. بیشتر کردن. شماره را بالا بردن. اضافه کردن. ( ناظم الاطباء ). زیاده کردن. ( از آنندراج ). زیاده کردن. بیشتر کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مصدر دیگر افزایش چنانکه ؛ افزودم. بیفزایی. زیادت کردن. فزودن. مزید کردن. مقابل کاستن. مزید کردن. بیش کردن. بزرگ کردن. ضم کردن. منضم کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). تکثیر. اکثار. انعام. توفر. توفیر. ازناد. تزنید. ( منتهی الارب )....
فرهنگ عمید
۱. زیاد کردن، زیاده کردن، بیشتر کردن. ۲. (مصدر لازم ) بیشتر شدن، افزون شدن.
فرهنگ معین
(اَ دَ ) ۱ - (مص م . ) زیاد کردن ، بیشتر کردن . ۲ - (مص ل . ) زیاد شدن .
فرهنگ فارسی
(افزود افزاید خواهد افزود بیفزا(ی )افزاینده افزوده افزایش ) ۱ - ( مصدر ) زیاده کردن بیشتر کردن . ۲ - ( مصدر ) زیاد شدن بسیار شدن .
دانشنامه عمومی
افزودن (موسیقی). افزودن (انگلیسی: authorgmentation) برگرفته از واژه لاتین جدید authorgmentare به معنای افزایش دادن، در موسیقی غربی و تئوری موسیقی سه معنای متمایز دارد. افزودن یا افزایش، دستگاهی موسیقایی است جایی که ملودی، تم یا موتیفی با شکل و ارزش نت افزوده ای نسبت به آن چه پیش تر رایج بوده، عرضه شود. افزودن همین طور اصطلاحی است طولانی کردن متناسب نت های مستقل با رنگ آمیزی آن ها (نشان گذاری قدی...
مترادف و متضاد
inset (فعل)افزودن، معرفی کردن، اضافه کردن، گذاشتنincrease (فعل)افزودن، زیاد کردن، زیاد شدن، توسعه دادن، تکثیر کردن، ترفیع دادن، توانگر کردنadjoin (فعل)مجاور بودن، افزودن، پیوستن، متصل شدن، متصل کردن، وصلت دادن، پیوسته بودنadd (فعل)ضمیمه کردن، افزودن، اضافه کردن، جمع کردن، زیاد کردن، بهم پیوستن، با خود ترکیب کردن، جمع زدنenhance (فعل)افزودن، زیاد کردن، بالا بردن، بلند کردنauthorgment (فعل)افزودن، ز...