افرنج . [ اَ رَ ] (ع اِ) معرب افرنگ و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). اَفرِنگ . (ناظم الاطباء). افرنگ همانا بمعنی فرنگ است . (آنندراج ). رجوع به فرنگ و افرنگ شود.
افرنج . [ اِ رَ ] (معرب ، اِ) معرب فرانک یا فرنگ . یکی از قدیمترین جایها که این کلمه در میان مسلمین مستعمل شده است ، در ترجمه ٔ دیسقوریدوس است که بزمان متوکل عباسی یعنی نیمه ٔ ماءة نهم میلادی کردند. ر...