افراد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فرد، بمعنی تنها و طاق و ضد زوج . (آنندراج ). ج ِ فرد، تنها و نصف زوج که طاق باشد. (از منتهی الارب ).- افرادالنجوم ؛ ستارگان روشن که در کرانه ٔ آسمان برآید. فرودالنجوم کذلک . (منتهی الارب ). ستارگان روشن در کرانه های آسمان . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ).|| مأخوذ از تازی . اشخاص . اعداد مفرد. کسان . مردمان . فردهای دفتر. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح سالکان افراد، سه تنانند ک...
فرهنگ عمید
فرد#NAME?
= فرد
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ فرد.
( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص م .) یکی کردن ، جدا کردن . 2 - (مص ل .) تنها به کاری روی آوردن .
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ فرد. ( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) یکی کردن ، جدا کردن . ۲ - (مص ل . ) تنها به کاری روی آوردن .
فرهنگ فارسی
جمع فرد، یکی کردن، تنهاکردن چیزی، جداکردن کسی یاچیزی ازکسان یاچیزهای دیگر، تنهارو آوردن بکاری ۱- ( مصدر ) یکی کردن تنها کردن جدا کردن . ۲ - یکی یکی کردن . ۳ - ( مصدر ) تنها بکاری روی آوردن .
مترادف و متضاد
partition(اسم)
جدا کردن، تقسیم، اپارتمان، تیغه، دیواره، حد فاصل، وسیله یا اسباب تفکیک، افراد