کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افتقاد | کلماتور
معانی کلمه : افتقاد
تلفظ بین المللی :
/ˌefteq1ˈɑd/
تلفظ :
[,efteq1'Ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیدار افتادن
راست اعتقاد
افتاده حسین
افتادگی مچ دست
افتادگی پلک
راه افتادن
رجوع افتادن
رحم افتادن
رخنه افتادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
افتقاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بمعنی گم کردن یعنی ناموجود کردن. ( غیاث اللغات ). گم کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). فقد. ( تاج المصادر بیهقی ). فقدان. نایافتن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || گمشده را جستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گمشده را بازجستن. ( آنندراج ). تفحص کردن و گمشده را بازجستن. ( غیاث اللغات ). چیزی را بهنگام گم شدن جستن. ( از اقرب الموارد ). ب...
فرهنگ عمید
۱. گم کردن، از دست دادن.
۲. گمشده را جستن.
۳. مهربانی، دلجویی.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - گم کردن چیزی را. ۲ - جستن گم شده را.
فرهنگ فارسی
گم کردن، ازدست دادن، گمشده راجستن ، مهربانی و دلجویی
( مصدر ) ۱ - گم کردن چیزی را از دست دادن. ۲ - جستن گم شده را . ۳ - ( اسم ) مهربانی دلجویی تفقد .
کلمات مرتبط
دیدار افتادن
راست اعتقاد
افتاده حسین
افتادگی مچ دست
افتادگی پلک
راه افتادن
رجوع افتادن
رحم افتادن
رخنه افتادن
نظرات