افتراش. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) در پی کس رفتن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در پی اثر رفتن. ( ناظم الاطباء ). بر اثر پی کس رفتن. ( از اقرب الموارد ). || گفتن چنانکه خواهند. ( منتهی الارب ). سخن گفتن بدلخواه. ( از اقرب الموارد ). زبان بسخن گوی دراز کردن. ( آنندراج ): افترش لسانه ؛ گفت بطوری که خواست. ( ناظم الاطباء ). || وطی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || جماع کردن. ( آنندر...
دانشنامه عمومی
دنبال کسی راه افتادن و مراقب بودن- عاشق بیشه
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] افتراش به دو معنای گستردن و آمیزش بکار می رود .از معنای اول در بابهای صلات و حج و از معنای دوم در باب نکاح سخن گفته شده است.جواز گستردن فرش ابریشم و زرباف به قول مشهور ، استحباب گستردن ساعد بر زمین در سجده شکر برای مرد و زن و نیز برای زن در سجده نماز و کراهت آن برای مرد احکام افتراش(گسترش)در حجعدم جواز استفاده محرم از چیز معطّر حتی به صورت افتراش و ثبوت کفاره در صورت استعمال ، از احکام...