افاویه. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَفواه ، جج ِ فوه ، بمعنی دهان و دندان و دیگ افزار و بوی افزار که از آن خوشبوی را نیکو نمایند و رنگ شکوفه وگونه آن و صنف هر چیز و گونه آن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به افواه و فوه شود. || داروهای معطر خوشبو که طبیب با آن بیماران را معالجه کند. یقال : فوه و افواه مثل سوق و اسواق ثم افاویه. ( بحر الجواهر ). ادویه خوشبورا نامند که در اطع...
فرهنگ عمید
افواه#NAME?
= افواه
دانشنامه آزاد فارسی
اَفاویهاَفاویهادویه های خوشبویی که اطبا از آن ها در درمان بیماران استفاده می کردند. برخی از اَفاویه عبارت بودند از قرنفل، دارچین، هل، سنبل، عود، مصطکی و دیگر داروهای معطّر. این گیاهان در اصطلاح امروزی دارای ترکیبات معطر یا آروماتیک اند.wikijoo: افاویه...
فرهنگ فارسی
توابل، داروهای خوشبوکه دراغذیه میریزند ، نافه های مشک، جمع افواه ( اسم ) جمع افوه و جمع الجمع فوه . ۱ - دهانها . ۲ - داروهای خوشبو که در غذا ریزند توابل .