افاضل. [ اَ ض ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ افضل. فاضلتران. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). ج ِ افضل و جمع دیگر آن افضلون ؛ آنان که فضیلت بیشتر دارند. ( از اقرب الموارد ). مأخوذ از تازی ، مردمان دانا و فاضل و هنرمند و حکیم و فیلسوف. ( از ناظم الاطباء ). اخیار. ( یادداشت بخط مؤلف ) : افاضل نزد تو تازنده هموارکه زی فاضل بود قصد افاضل.منوچهری.از پای افاضل تو کشی ( کنی ) خار زمانه.منوچهری.طرفه آنکه افاضل و مردم...