افاضت . [ اِ ض َ ] (ع مص ) فیض دادن و خیر بسیار رسانیدن . (از منتخب بنقل غیاث اللغات ). افاضة عربی است که در فارسی به این صورت نوشته شود : با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات .... و افاضت جود... حاصل است می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه ). افادت تعلیم و افاضت تلقین سندباد را اثر کم از آن نبود. (سندبادنامه ص 54). و رجوع به افاضة شود. || پر کردن ظرف . (از منت...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - آب برخود ریختن . ۲ - پر کردن ظرف تا حدی که لبریز گردد . ۳ - در سخن وارد شدن داخل شدن در حدیث . ۴ - فیض رسانیدن بهره دادن . ۵ - ( اسم ) فیض . جمع : افاضات . فیض دادن و خیز بسیار رسانیدن