کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اغراض | کلماتور
معانی کلمه : اغراض
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1rˈɑz/
تلفظ :
['a:q1R'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اغراض نفسانی
اغراض السیاسه فی اعراض الریاسه
اغراض تعری
اغراض مابعدالطبیعه
اغراض امامت
خالی از اغراض
الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه
بازیافت اراضی
قابل اغماض
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اغراض . [ اِ ] (ع مص ) خمیر تازه کردن برای چاشت قوم : اغرض لهم غریفاً. (از منتهی الارب ). سرشتن خمیر برای چاشت قوم و بشب نخورانیدن به آنان : اغرض للقوم غریفاً؛ عجن عجیناً ابتکره و لم یطعمهم بائتا. (از اقرب الموارد). || پر گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پر کردن ظرف : اغرض الاناء؛ ملاه ُ. (از اقرب الموارد). || به پیشبند بستن ناقه را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). بستن ناقه را به پیشبند آن : ا...
فرهنگ عمید
غرض#NAME?
= غرض
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ غرض ، خواست ها، هدف ها.
فرهنگ فارسی
خواستها، هدفها، جمع غرض
( اسم ) جمع غرض . ۱ - نشانه ها آماجها نشانها . ۲ - خواستها مقاصد . ۳ - اندیشه های بد دشمنیها .
خمیر تازه کردن برای چاشت قوم
کلمات مرتبط
اغراض نفسانی
اغراض السیاسه فی اعراض الریاسه
اغراض تعری
اغراض مابعدالطبیعه
اغراض امامت
خالی از اغراض
الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه
بازیافت اراضی
قابل اغماض
نظرات