معانی کلمه : اعمی
لغت نامه دهخدا
اعمی . [ اَ ما ] (اِخ )سلیمان بن ولید انصاری . از شاعرانی است که بخاندان برمکی پیوست و در مدح و رثاء آنان اشعار بسیار گفت و در حدود سال 217 هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ).
فرهنگ عمید
کور، نابینا.
فرهنگ معین
(اَ ما ) [ ع . ] (ص . ) کور، نابینا.
فرهنگ فارسی
کور، نابینا
( صفت ) کور نابینا مقابل بینا بصیر .
سلیمان بن ولید انصاری
( صفت ) کور نابینا مقابل بینا بصیر .
سلیمان بن ولید انصاری
مترادف و متضاد
بیچشم، روشندل، کور، نابینا ≠ بینا
