اعصار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عصر که بمعنی زمانه است . (از کشف و منتخب و شروح نصاب از غیاث اللغات ). ج ِ عصر که بمعنی زمانه باشد. (آنندراج ). ج ِ عَصر، عُصر، عِصر، بمعنی روزگار. و ماهها. (از اقرب الموارد). ج ِ عُصُر، عَصر، عِصر، عُصر، بمعنی روزگار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روزگارها و عصرها و هنگامها. (ناظم الاطباء).- اعصار معرفةالارض . رجوع به عصر شود....
(اِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) درآمدن در عصر. 2 - ( اِ.) گردباد.
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ عصر، روزگاران ، زمان ها، دورها. (اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) درآمدن در عصر. ۲ - ( اِ. ) گردباد.
فرهنگ فارسی
جمع عصر به معنی دهروزمان و دوره و روزگار ۱ - ( مصدر ) در آمدن در عصر . ۲ - ( اسم ) گرد باد .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی إِعْصَارٌ: بادهای غبار آلود-گردبادمعنی ءَاثَارِ: اثرها-ردپاهاریشه کلمه: عصر (۵ بار)«اِعْصار» از مادّه «عصر» در لغت به معنای گردباد است که به هنگام وزش باد از دو سوی مخالف تشکیل می گردد، به شکل عمودی یک سر آن به زمین چسبیده و سر دیگر آن در آسمان است و گاه بسیاری از اشیاء را با خود می برد.wikialkb: إِعْصَار...