اعراض . [ اَ ] (اِخ ) نام قریه هایی است که میان حجاز و یمن و سراة قرار دارند. (از معجم البلدان ). و برای تفصیل به کتاب فوق رجوع شود.
عَرَض#NAME?
۱. روی برگردانیدن؛ رخ برتافتن.
۲. دوری کردن؛ پرهیز کردن؛ پرهیز کردن از چیزی.
( ~.) [ ع . ] جِ عَرَض ؛ بیماری ها.
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ عِرض . 1 - آبروها. 2 - خواسته ها.
( ~. ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) روی گردانیدن . 2 - برگشتن . 3 - نفرت داشتن . 4 - (اِمص .) نفرت ، کراهت .
( اِ ) [ ع . ] (اِ.) شیر پستان زن هنگامی که عصبی یا وحشت زده باشد یا غم و اندوه شدیدی به او دست داده باشد. خوردن شیر اعراض باعث ناخوشی کودک می شود.
ترس، هول
کراهت، نفرت
انصراف، پشت کردن، رویگردانی، ضدیت، مخالفت ≠ اقبال
۱. انصراف، پشت کردن، رویگردانی، ضدیت، مخالفت
۲. ترس، هول
۳. کراهت، نفرت ≠ اقبال
رویگردان