عاجزساختن، ناتوان گردانیدن، انجام دادن کاری که دیگران از آن عاجزباشند
۱ - ( مصدر ) عاجز ساختن ناتوان گردانیدن . ۲ - انجام دادن کاری که دیگران از آن عاجز باشند . ۳ - ( مصدر ) عاجز شدن ناتوان گردیدن . ۴ - ( اسم ) عجز ناتوانی . ۵ - ( اسم ) امری خارق عادت که دیگران از آوردن آن عاجز باشند . معجزه . جمع : اعجازات .
ملا عطا . وی یکی از فصحای شعری هرات است .