Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اعتصام کردن

تلفظ بین المللی : /ˌeʔtesˈɑm kˈardan/ تلفظ :‌ [,e?tes'Am k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اعتصاب کردن
  • اتهام متقابل وارد کردن
  • احترام کردن به
  • بهم اتصال پیدا کردن
  • هتک احترام کردن
  • اتمام حجت کردن با کسی
  • اتمام کردن
  • اتمام حجت کردن
  • احترام کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اعتصام کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با استواری و استحکام گرفتن. ( ناظم الاطباء ) : در دین چو اعتصام بحبل المتین کنندآن به که مطلع سخن از رکن دین کنند.انوری ( از آنندراج ).آن ریسمان فروش که از آسمان سروش کردی بریسمان اشاراتش اعتصام.خاقانی.فضل خدای حبل متین است شاه راهر جا که شد بحبل متین اعتصام کرد.واله هروی ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

با استواری و استحکام گرفتن

کلمات مرتبط

  • اعتصاب کردن
  • اتهام متقابل وارد کردن
  • احترام کردن به
  • بهم اتصال پیدا کردن
  • هتک احترام کردن
  • اتمام حجت کردن با کسی
  • اتمام کردن
  • اتمام حجت کردن
  • احترام کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات