کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اعتساس
تلفظ بین المللی :
/ˌeʔtesˈɑs/
تلفظ :
[,e?tes'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اعتساف
اجتساس
ارتساس
اعتراس
اعتسار
اعتسام
اعتفاس
اعتناس
اعتکاس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اعتساس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بپاسبانی گشتن بشب. ( ناظم الاطباء ). بشب گشتن بپاسبانی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). بشب گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بازشناسی در شب از مردمان مشکوک. ( از اقرب الموارد ). عسسی کردن. شب گردی. ( از یادداشتهای مؤلف ).- امثال : کلب اعتس خیر من کلب ربض ؛ یعنی سگ پاسبان بهتر از سگ نشسته و خفته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). این مثل در مورد تشویق به کوشش و کسب گفته میش...
کلمات مرتبط
اعتساف
اجتساس
ارتساس
اعتراس
اعتسار
اعتسام
اعتفاس
اعتناس
اعتکاس
نظرات