کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اعتزام | کلماتور
معنی کلمه : اعتزام
تلفظ بین المللی :
/ˌeʔtezˈɑm/
تلفظ :
[,e?tez'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ایتزامنا
پروین اعتصامی
پروین اعتصامی دبستان
اعزام داشتن
اعزام داشتن برای
اعزام نشده
اعزام کردن
اعزام کننده
جایزه ادبی پروین اعتصامی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اعتزام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) قصد کردن. خود متعدی است و به «علی » نیزمتعدی گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). عزم. آهنگ کردن. ( یادداشت مؤلف ). || دل نهادن بر چیزی.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دل بر کاری نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). || کوشش نمودن. || بر جاده راه رفتن. || میانه روی گزیدن. || درنگ در رفتار و جز آن. || باتوسنی و سرکشی گذشتن اسب. || تحمل و شکیبایی نمودن بر بلا و مصیبت. ( منتهی الارب )...
کلمات مرتبط
ایتزامنا
پروین اعتصامی
پروین اعتصامی دبستان
اعزام داشتن
اعزام داشتن برای
اعزام نشده
اعزام کردن
اعزام کننده
جایزه ادبی پروین اعتصامی
نظرات