اعارة. [ اِ رَ ] (ع مص ) بردن . || بعلف داشتن اسب را و بچرا گذاشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رها کردن اسب را ورفتن آن به این سوی و آن سوی از نشاط و پرنعمتی . (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ). || فربه کردن اسب را . (اقرب الموارد). || لاغر کردن اسب نیز آمده و شاهد مذکور در ذیل شماره ٔ بدین صورت آمده است : اعیروا خیلکم...
فرهنگ معین
(اِ رِ ) [ ع . اعارة ] (مص م . ) عاریت دادن چیزی را به کسی ، به عاریت سپردن ، ایرمان دادن .
فرهنگ فارسی
اعارت: عاریت دادن، چیزی رابکسی بعاریت دادن ( مصدر ) عاریت دادن چیزی را بکسی بعاریت سپردن ایرمان دادن . ماخوذ از تازی