اطیب. [ اَطْ ی َ ] ( ع ن تف ) اسم تفضیل از طاب و مؤنث آن طوبی است. ( از متن اللغة ). ج ، اَطایِب. ( اقرب الموارد ). رجوع به اطایب شود. خوشبوتر. ( آنندراج ) ( غیاث ). خوشبوی تر. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ): و اذا عتق السوس... تسوس و تثقب غیر انه یکون حینئذ اطیب رائحة. ( ابن البیطار ).- امثال : اطیب نشراً من الروضة. اطیب نشراً من الصوار. ( یادداشت مؤلف ). || پاکتر. ( مهذب الاسماء ). خوب تر. طی...