طعام دادن، خوراک دادن، خورانیدن ( مصدر ) خورانیدن طعام دادن خورش دادن . یا اطعام مساکین . تهی دستان را طعام دادن . اطعام بسر شیرین گردیدن غوره خرما و مزه گرفتن . طعم یافتن غوره خرما . یا طعام خوردن . یا ادب پذیرفتن و اصلاح گرفتن .
دانشنامه عمومی
اطعام از مهم ترین روش های آیین اسلام برای رهایی جامعه از گرسنگی و فقر کشنده و مزمن است؛ در آیات قرآن سخن از مساکین است که می بایست به آنان توجه شود و غذا و خوراک در اختیار ایشان قرارگیرد.ریارشوهفقرسازمان بهزیستیمسکین کسی است که توان حرکتی از او برداشته شده است و یکجانشین شده است. مسکنت و به زمین چسبیدن ایشان ممکن است به سبب پیری یا نقص عضو باشد. البته کسانی که به عللی نمی توانند از خانه خارج شوند ...
مترادف و متضاد
تغذیه، خورانیدن، طعامدادن، غذادادن
sustentation(اسم)
نگهداری، اطعام مساکین، اطعام، استعانت مالی
sustention(اسم)
نگهداری، اطعام مساکین، اطعام، استعانت مالی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] غذا دادن را اطعام گویند. در فقه از آن در باب های طهارت ، صوم ، حج ، جهاد ، تجارت ، نکاح ، کفّارات ، اطعمه و اشربه ، غصب و ارث سخن رفته است.اطعام مصدر باب افعال و از ریشه «ط ـ ع ـ م» به معنای طعام (غذا) دادن است. در اینکه مراد از طعام چیست، لغویان بر یک نظر نیستند؛ برخی گفته اند: هر چیزی است که چیده و جمع آوری شود، اعمّ از حبوبات و میوه ها ، و بعضی طعام را خصوص خرما و جمعی فقط گندم می دا...