کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اطره | کلماتور
معنی کلمه : اطره
تلفظ بین المللی :
/ˈaːtreː/
تلفظ :
['a:tRe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
آطره
اطرهفاف
اطرهمام
رده بندی اَبرها
اورست کوهی فراتر از ابرها
قادیکلا ارطه
گوۀ ارّه
نجیب الاطراف
آره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اطرة. [ اُ رَ ] (ع اِ) پَی که بر سوفار تیر پیچند. || تندی گرداگرد حشفه . || گوشت گرداگرد ناخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زه بن ناخن . (غیاث اللغات ) (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء). || طرف رگ ابهر. || خاکستر مخلوط به خون که بدان دیگ شکسته را لیسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج ، اُطُر. || کناره ٔ سرخی لب ببروت موی . (مهذب الاسماء). || چیزی که در درون آن طعام گذارند. (ی...
کلمات مرتبط
آطره
اطرهفاف
اطرهمام
رده بندی اَبرها
اورست کوهی فراتر از ابرها
قادیکلا ارطه
گوۀ ارّه
نجیب الاطراف
آره
نظرات