اضعاف . [ اِ ] (ع مص ) دوچندان کردن چیزی را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مضاعفه . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به مضاعفه شود. دوچند گردانیدن . (غیاث ). || سست و ضعیف کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ضعیف و سست ساختن . (آنندراج ). ضعیف کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر) (ترجمان تهذیب عادل ). اضعاف بیماری کسی را؛ ضعیف ساختن وی را. و اسم مفعول آن ب...
فرهنگ عمید
ضِعف#NAME?
= ضِعف
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - سُست کردن ، ضعیف کردن . ۲ - دو برابر کردن .
فرهنگ فارسی
ضعیف کردن، سست کردن ، دوچندان کردن چیزی را، دوبرابرکردن، جمع ضعف به معنی دوچندان، دوبرابر ( مصدر ) ۱ - سست کردن ضعیف ساختن . ۲ - دو چندان کردن چیزی را . جمع ضعف . دو چندها . جمع ضعف بمعنی دو چندان و زیادتر . دو چندان ها . دو برابر ها . چندین برابر .