Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اصهبی

تلفظ بین المللی : /ˈaːshabˌi/ تلفظ :‌ ['a:shab,i]
لغت نامه دهخدا
  • اصهبیات
  • اصهبیه
  • عین الاصهب
  • اصهب
  • اشهبی
  • اصابی
  • اصابیح
  • اصابیع
  • اصبهی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اصهبی . [ اَ هََ بی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اصهب . و تأنیث آن اصهبیة است . رجوع به اصهب و اصهبیة و اصهبیات شود.

اصهبی . [ اَ هََ ] (اِخ ) عوف بن کعب بن حرث بن سعدبن عمروبن ذهل بن مران بن جعفی بن سعد. تیره ای از جعفی است و منسوب به اصهب . و بسیاری به وی منسوب اند از آنجمله شراحیل بن شیطان بن حرث بن اصهب جعفی اصهبی ، که قیس بن سلمةبن شراحیل از فرزندان اوست...

کلمات مرتبط

  • اصهبیات
  • اصهبیه
  • عین الاصهب
  • اصهب
  • اشهبی
  • اصابی
  • اصابیح
  • اصابیع
  • اصبهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات