Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اصل

تلفظ بین المللی : /ˈaːsl/ تلفظ :‌ ['a:sl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • آصل
  • اصل اتش
  • اصل احتراق
  • اصل استرداد مجرمین
  • اصل بنیاد
  • اصل حقوقی
  • اصل دولت ائتلافی
  • اصل ریشه
  • اصل شکایت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اصل . [ اَ ص َ ] (ع اِ) ج ِ اَصَلة.(از قطر المحیط) (منتهی الارب ). رجوع به اصلة شود.

اصل . [ اَ ص ِ ] (ع ص ) مستأصِل . (قطر المحیط). از بیخ برکنده شده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

اصل . [ اَ ص َ ] (ع مص ) تیره و متغیر شدن آب از گل سیاه .(منتهی الارب ). بگردیدن رنگ آب . || تغییر یافتن گوشت . (از ق...

فرهنگ عمید

۱. بن؛ پی؛ بنیاد.
۲. نژاد.
۳. قاعده و قانون.
۴. ریشه؛ ریشۀ درخت.
۵. (حقوق) هریک از ماده‌های قانون اساسی یا هر قانون دیگر.
۶. آنچه وجودش وابسته به خودش باشد؛ خودِ چیزی.
۷. بیخ؛ بن هرچیز؛ بخش زیرین هر چیز.
۸. خاستگاه.
⟨ اصل کار: [عامیانه] شخص یا چیز مهم و عمده.

۱. بن، پی، بنیاد.۲. نژاد.۳. قاعده و قانون.۴. ریشه، ریشۀ درخت.۵. (حقوق ) هریک از ماده های ...

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - ریشه ، بنیاد. ۲ - نژاد، گوهر.

دانشنامه آزاد فارسی

اَصل(در لغت، به معنای ریشه و بُن) اصطلاحی در منطق و حدیث. در اصطلاح منطق دارای دو معناست: ۱. اصل، در برابر عکس، قضیه ای است که آن را منعکس یا برعکس می کنند و از آن عکس می سازند. مثلاً قضیۀ «هر انسانی حیوان است» نسبت به قضیۀ «بعضی از حیوان ها انسان اند» اصل به شمار می آید و قضیۀ دوم عکس نامیده می شود. ۲. اصل، در برابر فرع، یکی از اجزا یا بنیادهای استدلال تمثیلی است که حکم در آن معلوم و ثابت است و ب...

فرهنگ فارسی

ریشه و بنیاد، بیخ، بن، بن هرچیز، ریشه، پی، بنیاد، نژاد، اصول جمع ، اصلا: ازبن، ازبنه، ازبیخ، ابدا، هرگز
( اسم ) ۱ - ریشه بیخ بن بنیاد . ۲ - تبار نژاد گوهر. جمع : اصول .
جمع اصیل چهار اصل چهار عنصر

دانشنامه عمومی

دونگ

(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پَروَز، آغازه. شاهنامه:بدو گفت من خویش گرسیوزم - به شاه آفریدون کشد پَروَزَم. "اصل بقای انرژی" به پارسی می شود "پَروَزِ پایِستاریِ کارمایه" یا "آغازۀ پایِستاریِ کارمایه".

اصلدر لغت به معنای ریشه و بن است دربرابر فرع که شاخه وبر استیک قانون، آموزه یا فرضیهٔ توصیفی کامل و بنیادین،یک قاعده یا ضابطهٔ رفتاری اصولی،یک قانون یا واقعیت طبیعت که اساس کار ...

مترادف و متضاد

اساس، بن، بنیاد، بیخ، پایه، جوهر، ذات، ریشه، سرشت، شالوده، طبیعت، عین، فطرت، کنه، گوهر، لب، مایه، مبدا، منبع، منشا، نژاد، نسب

point (اسم)پست، ماده، معنی، نقطه، سر، قله، هدف، جهت، درجه، نوک، فقره، ممیز، اصل، لبه، پایان، مرحله، موضوع، نکته، امتیاز بازی، نمره درسquintessence (اسم)جوهر، اصل، پنجمین و بالاترین عنصر وجود، عنصر پنجم یعنی 'اثیر' یا 'اتر'inception (اسم)سر، اکتساب، اغاز، شروع، اصل، در...

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] اَصل ، اصطلاحی در علم حدیث است. برخی از کسانی که مستقیم و بی واسطه از معصومین (ع) روایت شنیده اند، متن شنیده شده را به صورت نوشتاری ثبت کرده اند. به هر یک از این نوشته ها اصل می گویند. چهارصد اصل روایی موسوم به اصول اربعمائه ، مهمترین زیربناهی شکل گیری جوامع حدیثی بعدی است.کاربرد این اصطلاح برای اصول فقهی متقدم امامیه که کتاب هایی فقهی بودند از باب اشتراک لفظی است. همچنین این اصطلاح را...

فرهنگ فارسی ساره

آغازه، بن، ریشه، بیخ، بنیان

واژه نامه بختیاریکا

بُنچَک؛ بُناد؛ سووِه؛ تَه بُن؛ تُهم و تِدرگ؛ تُهم
حق به حَق؛ حق

کلمات مرتبط

  • آصل
  • اصل اتش
  • اصل احتراق
  • اصل استرداد مجرمین
  • اصل بنیاد
  • اصل حقوقی
  • اصل دولت ائتلافی
  • اصل ریشه
  • اصل شکایت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات